استفاده از رادار در مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) (use of radrar in air traffic control 1)


در اواسط دهه 1930 دانشمندان آمريكايي و انگليسي كاركردن با دستگاهي راتجربه مي‌كردند كه هواپيماها و كشتي‌ها رابا استفاده از امواج راديويي كه از يك آنتن چرخان ساطع مي‌شد هدايت مي‌كرد.

اين دستگاه در اول پيدايش به نام موقعيت‌ياب راديويي (radio location) شناخته مي‌شد ولي بعدها به نام RADAR تغییرنام داد.
RADAR=radio Direction And Ranging

در طول جنگ جهاني دوم از رادار به طور زيادي براي رديابي هواپيماهاي دشمن كه به شهرها نزديك مي‌شدند استفاده مي‌شد. همچنين در طول جنگ جهاني دوم از رادار در ابزارهای مختلفی از جمله در سلاح‌های ضدهواپیما، در ردیابی هواپیماها و کشتی‌ها و همچنین برای ردیابی هواپیماهای بمب‌افکن دشمن از فواصل بسیار دور.

نقش رادار در مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) چندین سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم به طول کشید. این فاصله زمانی که بین جنگ جهانی دوم و استفاده وسیع از رادار در مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) اتفاق افتاد ،به خاطر تامین نیازهای مختلفی بود که درتفاوت اهداف مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) و کاربردهای نظامی بود .

مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) بدون استفاده از رادار:

یکی از اهداف مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) در آن زمان ایجاد امنیت در حرکت تمام پروازها در مناطق کنترل شده در سراسر جهان به وسیله برقراری جدایی مناسب و مطمئن در عملیات روزانه بود. (هدف اول مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی))

این اهداف باید با کمترین تداخل در فعالیت‌های اقتصادی خطوط هوایی و پروازهای شخصی انجام شود.

سیستمی که برای مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) استفاده می‌شود براساس رویه‌ها و قوانین اجباری است که به وسیله خلبانان و مراقبین پرواز باید رعایت شود.

این قوانین شامل جدایی‌های استانداردی است که کمترین فاصله مجاز بین هواپیماها در تمام جهات به شمار می‌رود به طوری که هر هواپیمادر تمام لحظات باید در محدوده ایمن خود در فضا پرواز کند.

این جدایی‌های استاندارد در تمام حالات برخاستن از باند، در مسیر پروازی، تغییر ارتفاع، کاهش ارتفاع، تقرب به باند و نشستن اعمال می‌شود. تا هواپیما بتواند یک عملیات ایمن را انجام دهد.

اطلاعات موردنیاز برای تامین این جدایی‌ها از فرم طرح‌پروازی (Flight Plan) که بوسیله خلبان قبل از انجام پرواز پر می‌شود، تامین می‌گردد.

این اطلاعات روی نوارهای شاخص پروازی که برای همین منظور تهیه شده‌اند و در داخل نگهدارنده‌های پلاستیکی قرار می‌گیرند و در مقابل کنترلر پرواز هستند ثبت می‌شود که شامل اطلاعاتی در مورد نقاط گزارش اجباری روی مسیر پرواز هستند که باید توسط خلبان گزارش شوند و توسط کنترلر ثبت شوند که در مواقعی که برای پرواز اتفاقی بیفتد به این نوارها به عنوان سابقه پرواز مراجعه می‌شود.

اطلاعات دقیقی که روی شاخص‌های پروازی ثبت می‌شوند عبارتند از:

نام پرواز، شماره پرواز، فرودگاه مبدا، مسیر پروازی، فرودگاه مقصد، سرعت، ارتفاع و همچنین زمان تخمینی که پرواز روی نقاط گزارش اجباری خواهد داشت. به طوری که اگر فاصله زمانی بین زمان تخمینی و زمان واقعی گزارش بیشتر از سه دقیقه شود کنترلر باید توسط ارتباط رادیویی موقعیت دقیق هواپیما را جویا شود تا مطمئن شود که برای پرواز اتفاقی نیفتاده است.

خلبانان و کنترلرها به وسیله دستگاه‌های ارتباط رادیویی زمینی و هوایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

مرکز کنترل منطقه‌ای (Area Control Center):

کنسول‌های کاری مراقبین پرواز که به آنها بردهای پیشرفت پرواز گفته می‌شود (Flight Progress Panel) گفته می‌شود بوسیله چندین کنترلر (بسته به ترافیک هوایی )کنترل می‌شود.

مراکز کنترل ترافیک منطقه‌ای (Area Control Center) که در فرودگاه‌های پایتخت‌ها و در بعضی از شهرهای مهم قرار می گیرند مجهز به دستگاه‌های ارتباط رادیویی، و دستگاه‌های ارتباطی داخلی، تلفن‌ها و تلکس‌ها و دیگر ابزارها برای کنترل ترافیک هوایی می‌باشد.

فضای کل کشورها به چند زیر فضای کنترل شده در مرکز کنترل منطقه‌ای تقسیم می‌شود که Sector نامیده می‌شود و توسط کنترلر اداره می‌شود.

هر هواپیمایی قبل از ورود به این فضاها باید از کنترلر مربوطه مجوز لازم را کسب نماید. هر هواپیما در طول پرواز از چندین سکتور پروازی عبور می‌نماید و هر کنترلر سکتور پروازی وظیفه هدایت، کاهش ارتفاع، افزایش ارتفاع و تغییر سرعت را تا نزدیکی هر فرودگاه برعهده دارد.

واحد تقرب پرواز (Approach Control Unit):

در نزدیکی فرودگاه‌ها که برای هر فرودگاهی فاصله‌ای متفاوت است (مثلا برای فرودگاه تبریز، 45 ناتیکال مایل که برابر با 82 کیلومتر است و برای فرودگاه مهر آباد 70 ناتیکال مایل برابر با126 کیلومتر می‌باشد) توسط واحد تقرب فرودگاه کنترل می‌شود و پرواز از واحد کنترل منطقه‌ای به واحد تقرب تغییر فرکانس می‌دهد. این واحد مسوول ایجاد جدایی بین هواپیماها ی ورودی و خروجی به هرفرودگاهی می‌باشد.

یکی از کارهای مهم در مراقبت پرواز (کنترل ترافیک هوایی) ایجاد هماهنگی بین واحدهای مختلف می‌باشد به طوری که بین دو مرکز کنترل منطقه‌ای و یا بین مرکز کنترل منطقه‌ای و واحد تقرب و یا واحد تقرب وبرج کنترل و برعکس باید هماهنگی‌های بسیار نزدیکی برای ایجاد یک پرواز ایمن صورت گیرد.

سیتمی که شرح داده شد به نام Procedural control نامیده می‌شود و در آن جدایی‌های استانداردی بر اساس ارتفاع هواپیما و یا فاصله افقی دو هواپیما برقرار می‌شود. و سال‌های زیادی در تمام نقاط جهان استفاده می‌شد به طوری که در آن از رادار استفاده نمی‌شود و موقعیت هواپیماها بر اساس گزارش خلبان ثبت می‌شود. و چون بین دو هواپیما فاصله زیادی برقرار می‌شود (مثلا دو هواپیمایی که پشت سر هم و در یک ارتفاع پرواز می‌کنند باید حداقل 10 دقیقه پروازی از هم فاصله داشته باشند) به پروازها تاخیر زیادی می‌خورد.


قسمت اول>> قسمت دوم